بابا و دخترش

بابا و دختراش

Thursday, October 03, 2002


ديروز اخبار تلويزيون استراليا خبر متاثر کننده اي رو پخش کرد :جسد يک پسربچه 11 ساله آلمانی که روز جمعه پيش ربوده شده بود در يک درياچه در يک جنگل دورافتاده اطراف فرانکفورت پيدا شد.رباينده تقاضای پرداخت يک ميليون يورو رو کرده بود تا به گروگان خودش آسيبی نزند اما با وجود پرداخت اين مبلغ از طرف پدر و مادر بچه سرانجام ديروز جسد بچه پيدا شد. بعضی از خبرگزاری ها گفتند که پليس احتمال می ده که بچه اندکی بعد از دزديده شدنش به دليل اينکه رباينده اش رو می شناخته به قتل رسيده باشه. رباينده ای که به نظر می رسه يک دانشجوی 27 ساله رشته حقوق باشه که از طريق برادر و خواهر پسرک مقتول با خانواده آشنا شده و با اونها رفت و آمد می کرده و فعلا تحت بازداشت پليسه تا در صورت تکميل شدن شواهد به دادگاه بره و بلاخره محکوم بشه به اعدام يا حبس ابد يا .... يادمه چند وقت پيش زهره می گفت که توی آلمان حکم اعدام وجود نداره هرچند که با اعدام کردن يک قاتل هم نمی شه زندگی رو به مقتول بيچاره برگردوند. مقتول چه کلمه ساده ايه! بعضی وقتها اين کلمات اونجوری که بايد بار مفهوم رو به دوش نمی کشند . اما کافی که يک لحظه فکر کنيم اين مقتول تا همين چند روز پيش يک موجود زنده بود. يک انسان که بدون گناهی که لايق اش باشد تبديل شد به مشتی اسکناس که اگر جناب قاتل گرفتار نمی شد شايد خرج چند تا غذای لوکس توی يک رستوران درجه يک می شد يا خريد چندتا کادوی گرون قيمت برای معشوقه جناب قاتل يا هزينه چندبار هم آغوشی يا چيز هايي ديگه در همين حد. آيا واقعا ارزش جان يک انسان همينه ؟شايد اين حرفها برای بعضی از آدم هاي امروز که خوردن جنين های مرده انسان رو هم يک جور مد می دونند بی معنی باشه ولی برای شما هم همينطوره ؟
امروز توی يکی از نوشته های کاپوچينو جملاتی نظرم رو جلب کرد: کی به ما اجازه داد که يکی را بکشيم؟ گيرم برای قصاص؟ که چه بشود؟ که دل آنهايی خنک شود که زنده مانده اند و چون از دست داده اند يکی، يکی بگيرند؟
نوشته اش جالب بود بخصوص آن قسمت اش که می گفت دست دزد را قطع کنيم اما از دزدی! که حرف درستی است همان ايده ای است که می گويد بايد جامعه را سالم کرد تا افراد سالم باشند.به عبارت ديگر اينکه در گناهکار شدن يک گناهکار علاوه بر خود او جامعه هم مقصر است اما قسمتهايي از اون نوشته مثل اين قسمت

ما حق نداريم به سان نيمه متاخر تاريخمان، همانها که می گفتند چشم در برابر چشم و خون در مقابل خون، زندگی کنيم ! - هنوز اگر آريايی هستيم ….
به اميد لغو مجازات اعدام در ايران – و در تمام دنيا …


شعاری بيش نبود. دوست من جناب نيما رسول زاده گيرم که مجازات اعدام را هم لغو کرديد اما نگفتيد با قاتل چه بايد کرد ؟ آيا بايد او را رها کرد ؟ يا جريمه اش کنيم تا پولی بپردازد و برود؟ شايد هم معتقديد زندان راه حل مسئله است ؟ چند سال ؟ ده سال ؟ بيست سال؟ يا برای تمام عمر؟ چقدر لطف می کنيد شما که انسانی رو زنده نگه می داريد که تا آخر عمرش محروم از همه چيز توی يک سلول آهنی با مشقت زنده باشه و احتمالا اگه آدم با وجدانی باشه با عذاب وجدانی که از کشتن يک آدم ديگه داره با فلاکت زندگی کنه.(جنايت و مکافات داستايوفسکی رو حتما خونديد). اينه معنی حفظ حقوق بشر؟
من می دونم که خيلی از اين جور نظرات به خاطر اعتراض هايي است که ممکن بعضی ها به نحوه اجرای قوانين داشته باشند ولی حداقل کمی منصفانه به قضيه برخورد کنيد. آيا با تبديل حکم اعدام به حبس ابد يک قاتل چيزی عوض می شه؟ آيا زندگی بهتری برای اون بوجود می آد؟ آيا به نتيجه ای که اين موضوع روی افزايش جنايت توی جامعه می گذاره فکر کرديد؟ علاوه بر اون حتما می دونيد که کشور هايي که مجازات اعدام رو لغو کردند گرفتار چه مشکلاتی با اين دسته از زندانی ها هستند. زندانی هايي که همه چيز براشون تمام شده است و حتی اگه مرتکب قتل ديگه ای بشند هيچ مجازات اضافه تری به اشون تعلق نمی گيره . اينجور آدم ها به راحتی توی زندان حکومت می کنند و برای خودشون دارودسته و تشکيلات دارند و کسی هم جرات نمی کنه به اشون حرفی بزنه . آيا اينه برنامه شما برای قاتلان بلفطره؟يا شايد هم فکر می کنيد بايد اونها رو بعد از چند سال آزاد کرد تا برگردند توی جامعه ؟ انوقت اين سوال پيش می آد که اگه کسی دو يا سه يا دهها نفر رو کشته باشه آيا باز هم همون مقدار مجازات رو براش درنظر می گيريد يا بيشتر ؟ و اصولا يک نفر بايد در زندگی اش چند نفر رو بکشه تا مجبور بشه در قبال جانهايي که گرفته جانش رو از دست بدهد؟
فراموش نکنيد که برخلاف او چيزی که شما ادعا کرديد حکم اعدام يک قاتل ربطی به اعراب جاهليت نداره و اين حکم در تمامی اديان الهی مثل يهوديت و مسيحيت و اسلام و همينطور فرهنگها وجوامع ديگه از چين و ژاپن گرفته تا بوميان امريکا و استراليا از قديم الايام تا به حال مشخص شده بوده و بازهم برخلاف اونچه که شما و بعضی از دوستان ادعا می کنند هدف از قصاص به هيچ عنوان يک مقابله مثل وحشيانه نيست بلکه به نوعی پاک شدن از گناه است و همانگونه که در قرآن آمده موجب حيات و زندگی است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ (179)
وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (180)

((اى كـسـانى كه ايمان آورده ايدحكم قصاص در مورد كشتگان بر شما نوشته شده است ))
((آزاد در برابر آزاد, برده در برابر برده , و زن در برابرزن ))
((اگر كسى از ناحيه برادردينى خود مورد عفو قرار گيرد (و حكم قصاص بـا رضـايت طرفين تبديل به خونبهاگردد) بايد از روش پسنديده اى پيروى كند (و براى پرداخت ديه طرف را در فشارنگذارد) و او هم در پرداختن ديه كوتاهى نكند))
((اين تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگارتان , و كسى كه بعد از آن از حـد خـود تـجـاوز كـند عذاب دردناكى در انتظار اواست ))
((اى خردمندان ! قصاص براى شما مايه حيات و زندگى است , باشد كه تقوا پيشه كنيد))

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home

| مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


My blog is worth $11,855.34.
How much is your blog worth?