بابا و دخترش

بابا و دختراش

Sunday, January 12, 2003



اين مرتيکه لامپ هم باز نيمسوز شده . رفته يه يادداشت گذاشته تو وبلاگ اش که آره آقا "قصه ما به سر رسيد. وبلاگ «لامپ» با تمام شوق و ذوق و انرژي که روش گذاشته شده بود به سطل آشغالي سپرده شد تا يه روزي يه لامپ ديگه بياد و دنيا رو روشن کنه ... به طور متوسط نزديک به ۳۰۰ نفر در روزهاي اوليه و ۲۴۰ نفر در روزهاي آخر اين وبلاگ رو مي‌خوندن ... تمام مطالب وبلاگ بجز يکي همه نوشته خودم بوده و بيشتر ايده‌ها از مغز خودم تراوش کرده بود و تو همين رشته لرزان تنگستني پرورش يافته بود که بدين وسيله از خودم خيلي تشکر مي‌کنم و براي سيم نيمسوز تنگستنيم آرزوي بازيافت هرچه ‌سريعتير مي‌نمايم" آخه کسی نيست بگه بابا به خاطر 60 تا خواننده کمتر و بيشتر که آدم خودکشی نمی کنه که حالا گيرم که خودکشی هم کردی ديگه اين همه قربون و صدقه خودت رفتن که نداشت . راستی حالا که از بابت همه نوشته های وبلاگت( منهای يکی) از خودت تشکر کردی چی می شد بابت اون يکی هم از نويسنده اش تشکر می کردی؟ آخه من نمی دونم اين لامپ های الکی رو کی به جون اين ملت انداخته لامپی که فقط يک سال و يک ماه دوام داشته باشه( تازه نصف بيشتر اين مدت رو هم يا در حال چشمک زدن بوده يا نورش خيلی کم بوده يا خيلی زياد بوده) فقط بدرد آويزون کردن دم سطل آشغال می خوره تازه اگه انجمن حمايت از گربه ها و سگ های ولگرد بابت آسيب های جدی به چشمهای اونها بعدا شکايت نکن( البته تاثير اون روی ناقص الخلقه شدن توله سگ ها و بچه گربه ها هنوز ثابت نشده ). شانس آوردی که هنوز هيچ انجمنی بلاگر های محترم رو لايق حمايت نمی دونه! هی به من می گن اِينقدر حرص نخور عصبانی نشو آخه من چند بار به این بشر بگم جان من عزيز من قبل از اينکه يک روز بلايي به سرت بياد بيا خودتو پيش شرکت ما بيمه عمر کن . حالا به فکر خودت نيستی دلت برای اون پروانه ها و مگس و پشه هايي بسوزه که دلشون خوشه که اوقات فراغت شون رو می تونند دور يک لامپ بگردند. بابا تو که اونقدر مهربون بودی که لوگوی وبلاگ مردم رو مجانی تو سايتت هاست می کردی حالا چرا يک دفعه اينقدر خشن شدی ؟
البته من مطمئنم که چند وقت ديگه خودت مثل يه لامپ خوب و حرف شنو بر می گردی سر کارت ( بر نگشتی هم اشکالی نداره دوستان اينجا واردند که چطور مجبور با اعتراف ات کنند تو که از عبدی و گرانپايه گنده تر نيستی) فکر هم نکن که فقط خودت بلدی تئوری لامپی بدی اين هم يک تئوری لامپی درجه يک که بايد برطبق قانون مطبوعات در همان محل و با همان فونت و همان رنگ و همان لهجه چاپ کنی. "اصولا اگه ادمی با وبلاگ خودش قهر کنه مثل اون دانشجوييه که با کتاب و دفترش قهر کرده باشه از اون هم بالا تر مثل کسي که با دستشويي خونه شون قهر کرده باشه!"
در پايان از فرصت باقی مونده ات کمال استفاده رو بکن ولی فراموش نکن صبر انقلابی خوانندگان هم حدی داره!
پي نوشت: مارک و مدل و شماره شاسيش معلوم نبود عکس اش رو فرستادم خودت شناسايي اش کن!


--------------------------------------
سابقه مکاتبات:به تاريخ اول مارس 2002

اين يک تهديد جدي است.


جناب آقاي لامپ يا بهرام خان ويا هر اسم ديگري که دوست داريد
امروز مطلبي در وبلاگتان خواندم که در تاريخ February 28 نوشته بوديد اگر آدرس دقيق اش را مي خواهيد سطر اول پاراگراف سوم.
ازخواندن اين مطلب شما خيلي ناراحت شدم اگر راست اش را بخواهيد بسيار ناراحت شدم و يا به قول دوپونت از اون هم بالاتر خيلي ناراحت شدم. پيش خودم گفتم لعنت برشيطون ( البته با اجازه ( پيرمرد يعني همون دريانورد پير)سرافين تو يعني اسم خودت را مي گذاري دوست آنوقت اين بهرام عزيز داره اون سر دنيا نيم سوز ميشه تازه بيچاره ديپلم هم داره. اين بود که تصميم گرفتم تا دير نشده دست به کار بشم و فوري برات از شرکتمون هرچي بيمه عمر براي لامپ هاي گرد( همون لامپهاي حبابي) و لامپهاي پشمالو و لامپهاي رياضي دون شاغل در دانشکده هنر و لامپهاي مقيم شارلوت ولامپ هاي اديتور نويس و انواع و اقسام ديگه بود گرفتم و توسط DHL فرستادم که خداي نکرده دير نرسه و بازماندگان عزيز در تاريکي نمونند. هرچند که نبودن لامپ مصيبت بزرگي است ولي بلاخره در نبودش مي تونند از شمع هم استفاده کنند البته شرکت ما انواع بيمه هاي جانبي براي استفاده کنندگان از شمع هم داره که به عنوان يک دوست پيشنهاد ميکنم حتما به عنوان ارثيه از خودتون به جا بگذاريد . اگر هم فرصت نشداصلا نگران نباشيد . وقتي براي مراسم مربوطه ميام اونجا با خودم مي آرم. اصلا حرف شم نزن هيچ زحمتي نيست . .مگه من با چند تا لامپ مثل تو دوستم و هر روز وبلاگشون رو مي خونم و تازه از اونم بالاتر لينکشون رو مي گذارم بالاي صفحه ام تا باعث روشنايي بشه؟ اصلا ناراحت مي شم اگه از اين حرفها بزني. فقط دوتا اشکال کوچيک وجود داره اول اينکه اين شرکت ما از ارائه اين سرويس براي کساني که اسمشون پروانه است معذور است که در اين مورد خاص فکر نمي کنم مشکلي پيش بياد. اما اگر هم پيش امد مي توني روي دوستي من حساب کني.ولي مورد دوم که مشکل بزرگنري هم هست و متاسفانه از دست من هم هيچ کاري ساخته نيست اينکه شرکت ما در مورد لامپهاي وبلاگنويس يک قانون سختي داره که حتما بايد قبل از نيم سوز شدن يا پاکسوز شدن يا {هرچي} سوز شدن وبلاگ لامپ حنما يک وبلاگ مشابه بايد به جاي اون نصب شود در غير اين صورت لامپ خاطي ازسرپيچ باز شده و با تيغ اره از محل اتصال به سرپيچ به دو نيم شده و از آن به عنوان جا شمعي استفاده خواهد شد تا عبرت سايرين شود.

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home

| مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


My blog is worth $11,855.34.
How much is your blog worth?